مخالفت شدید عمّار ایران با گرانی نرخ سوم بنزین؛ هشدار نسبت به سوءاستفاده دشمن و انتقاد از بینظارتی دولتی
مدیر موسسه جهاد تبیین و سواد رسانه ای:
۱. مخالفت قاطع با افزایش نرخ سوم بنزین در شرایط جنگی
عمّار ایران در ابتدای تحلیل خود، با اشاره به اعلام رسمی آغاز اجرای نرخ سوم بنزین از ساعت ۲۴ امشب در پمپبنزینهای سراسر کشور، مخالفت صریح خود را با این اقدام اعلام کرد. وی تصریح کرد که در موقعیت جنگی و حساس کنونی کشور، تحت فشار قرار دادن مردم با افزایش نرخ سوخت هیچگونه توجیه منطقی، عقلی و اقتصادی ندارد.
وی با انتقاد از خلف وعده رخداده در این زمینه ابراز داشت که این گرانسازی در حالی صورت میپذیرد که شخص آقای پزشکیان در مناظرات انتخاباتی به کرات و با قاطعیت اعلام کرده بود که تحت هیچ شرایطی اقدام به گران کردن بنزین نخواهد کرد. استاد امیری با یادآوری ادعاهای ایام انتخابات گفت، در مناظرات ادعا میشد که اگر رقیب رأی بیاورد کشور دچار جنگ و گرانی میشود؛ اما اکنون در دولت خود ایشان، جامعه همزمان با هر دو پدیده جنگ و گرانی مواجه شده است.
۲. سناریوی مشترک رسانههای معاند و اتاق جنگ اسرائیل
این تحلیلگر سیاسی با افشای ابعاد پشتپرده رسانهای این تصمیم اقتصادی، از آغاز یک عملیات روانی فوقالعاده گسترده در فضای مجازی خبر داد. به گفته وی، آمارهای رصد رسانهای نشان میدهد که در حال حاضر بالغ بر هشتاد درصد از کل فعالیتهای رسانهای و سایبری دشمن بر روی موضوع بنزین متمرکز شده است.
وی تشریح کرد که خط خبری دشمن بر روی دو محور اصلی متمرکز است: نخست، ادعای دروغین کمبود بنزین و بروز اختلال گسترده در شبکه سوخترسانی کشور؛ و دوم، القای این گزاره که دولت ایران به دلیل کسری بودجه شدید و بیپولی مفرط، ناچار به گران کردن بنزین شده است تا هزینههای خود را تأمین کند. امیری هدف غایی این عملیات روانی را تحریک گسلهای اجتماعی، کشاندن مردم به خیابانها و فراهمسازی بستر آشوب و اغتشاش مجدد دانست.
وی همزمانی شگفتآور این سناریوی رسانهای با توئیتهای صفحه رسمی اتاق جنگ رژیم صهیونیستی را گواه آشکاری بر یک طراحی امنیتی هماهنگشده، فرامرزی و دقیق ارزیابی کرد.
۳. مأموریت جهاد تبیین؛ آرامشبخشی و تبیین واقعیتهای سوخت کشور
استاد امیری با توجه به پیچیدگی فتنهانگیزی جدید دشمن، خطاب به سخنرانان، تحلیلگران و راویان میادین و جلسات، دو مأموریت و محور کلیدی را برای جهاد تبیین تعریف کرد:
-
محور اول؛ مطالبه روشهای جایگزین از دولت: تبیینگران باید از دولت مطالبه کنند که به جای تحت فشار گذاشتن مردم عادی و گرانسازی بنزین، به سراغ مفسدان اقتصادی، بدهکاران بزرگ بانکی و متخلفان ارزی برود و اموال بیتالمال را باز پس گیرد.
-
محور دوم؛ تزریق آرامش و امید به بدنه جامعه: جامعه نباید اسیر شایعهسازی بیگانه شود. واقعیت این است که نرخهای اول و دوم بنزین یعنی بنزین سهمیهای و آزاد معمولی هیچگونه تغییری نکرده و افزایش قیمت صرفاً به صورت محدود و بر روی نرخ سوم اعمال شده است. همچنین از نظر ذخایر سوخت و بنزینرسانی هیچ کمبودی در کشور وجود ندارد و با ورود یک پالایشگاه جدید با ظرفیت تولید روزانه چهارده میلیون لیتر بنزین به مدار، فرآیند تأمین سوخت با قدرت ادامه دارد.
۴. کالبدشکافی فاجعه «دلاریزه شدن» قیمت کالاهای کاملاً داخلی
بخش مهمی از افشاگریهای استاد امیری به موضوع گرانیهای سرسامآور بازار اختصاص داشت. وی با رد این فرضیه که گرانیهای اخیر تماماً اثر تحریمهای خارجی است، ریشه اصلی مشکلات را به تصمیمات ارزی غلط درون کشور نسبت داد.
امیری پدیده شوم جاری در بازار ایران را «دلاریزه شدن» اقتصاد توصیف کرد. وی با ذکر نمونههای عینی گفت، بلافاصله پس از عبور نرخ دلار از مرز دویست هزار تومان، قیمت بسیاری از اجناس تولید داخل چندبرابر شده است. او این سؤال چالشبرانگیز را مطرح کرد که چرا کالاهایی که صفر تا صد فرآیند تولید آنها بومی و داخلی است، باید با نرخ دلار محاسبه شوند؟
به عنوان مثال، وی به قیمت سیم مس اشاره کرد که ناگهان دو و نیم برابر شده و افزایش یافته است. وی پرسید: آیا مس از خارج وارد میشود؟ خیر، مس کاملاً تولید داخل است؛ پس چه ربطی به نوسانات دلار دارد؟ او همین استدلال را درباره آهن مطرح کرد و گفت، سنگآهن به وفور در داخل کشور وجود دارد، اما مشخص نیست به چه علتی قیمت پروفیل آهن از کیلوئی نود هزار تومان پیش از گرانیها، به صد و چهل و پنج هزار تومان افزایش یافته است.
استاد امیری با لحنی منتقدانه گفت: چرا کارگر و حقوقبگیر ایرانی که درآمد ناچیز ریالی او با احتساب نرخ دلار تنها معادل صد و ده تا صد و بیست دلار در ماه است، باید محصولات پتروشیمی، آهن و مس تولید کشور خود را که روی معادن بزرگ آنها خوابیده است، به قیمت دلار جهانی و همتراز با یک شهروند غربی با درآمد پانزده هزار دلاری خریداری کند؟
۵. رهاشدگی بازار و فقدان کامل نظارت دولتی
این تحلیلگر سیاسی، وزارتخانههای مسئول را به شانه خالی کردن از وظایف قانونی خود متهم کرد. وی اظهار داشت که امروز ترمز بازار کاملاً بریده شده و هیچ کنترلی بر روی قیمتها وجود ندارد. وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بازرگانی و وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) هرکدام مسئولیت آشفتگی بازار را از سر خود باز کرده و میگویند این موضوع به ما ربطی ندارد. به باور وی، بازار عملاً بیصاحب رها شده و دولت وظایف نظارتی خود را کاملاً کنار گذاشته است.
وی همچنین سازوکار بورس کالا را ابزاری برای قانونیسازی گرانیها خواند. به اعتقاد وی، دولتها بازاری به نام بورس ایجاد کرده و قوانین را به گونهای تنظیم کردهاند که قیمت کالاهای اساسی به طور کاملاً قانونی و تاییدشده مدام افزایش یابد و زمینه گرانی لبنیات، مرغ، گوشت و سایر مایحتاج مردم را فراهم کند.
۶. ریشههای تاریخی؛ تفکر لیبرال از دولت سازندگی تا امروز
استاد امیری با ارائه یک تحلیل تاریخی، جریان اقتصادی حاکم بر دولتهای مختلف را نقد کرد. وی تأکید کرد که در کشور دو تفکر اساسی وجود دارد: تفکر انقلابی و مردمی، و در مقابل، تفکر لیبرالی و گرانسازی که پایههای آن از دولت سازندگی (آقای هاشمی رفسنجانی) بنا نهاده شد و در دولتهای آقای روحانی و آقای پزشکیان به اوج خود رسید.
وی این جریان را متشکل از نفوذیها، سرمایهداران نفوذی و تحصیلکردگان غرب (بچههای شیکاگو) دانست که در وسط جنگ، نرخ تعیین میکنند و در حقیقت به عنوان بازوی قدرتمند و سربازان داخلی آمریکا و اسرائیل عمل مینمایند تا ثروت بیتالمال را غارت کنند.
۷. موضع فراجناحی و مردمی؛ نقد ارزی دولت رئیسی
عمّار ایران با رد هرگونه وابستگی به جناحهای سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب تأکید کرد که هر دو جریان در دورههای خود به مردم آسیب زدهاند و تنها خط مستقیم، خط رهبری و ولایت است. وی برای اثبات مواضع مردمی و مستقل خود یادآور شد که در دوران دولت شهید رئیسی، علیرغم اینکه شخصاً در دو دوره برای ستاد انتخاباتی وی فعالیت کرده بود، پس از اقدام دولت در حذف ارز ترجیحی و افزایش نرخ رسمی دلار از چهارهزار و دویست تومان به بیست و هشت هزار و پانصد تومان، دوازده سخنرانی تند علیه این سیاست ارزی انجام داد.
امیری تصریح کرد: ما به آقای رئیسی رأی ندادیم که دلار چهارهزار و دویست تومانی را حذف کند و با افزایش آن به بیست و هشت هزار و پانصد تومان، معیشت جامعه را تحت فشارهای سنگین قرار دهد. ما همواره در کنار مردم زجرکشیده و انقلابی هستیم، نه در کنار دولتها و سرمایهداران.
۸. لزوم برخورد انقلابی و مصادره اموال مفسدان کلان اقتصادی
استاد امیری اقدامات زیر را به عنوان راهکارهای جایگزین و فوری به جای گرانسازی بنزین و اقلام اساسی پیشنهاد کرد:
-
خلع ید تراستیها و غاصبان ارز: دولت موظف است تمام اموال، ارزها و داراییهای دولتی را که در دست تراستیها، لیبرالها و غاصبان ارزی است و با نوسانات دلار سودهای نجومی میبرند، به خزانه کشور بازگرداند.
-
برخورد با بدهکاران بزرگ و مالکان بانکهای خصوصی: بانکهای خصوصی با خلق نقدینگی، تورم ویرانگر را به کل جامعه منتقل میکنند و دولت باید به جای فشار بر مردم، بدهی کلان بدهکاران این بانکها را تسویه و با آنان برخورد کند.
-
برخورد قضایی با مدیران فاسد و مجرمین: وی با ابراز تعجب از انتصاب افراد دارای محکومیت قضایی در بدنه مسئولیتهای دولت فعلی، نسبت به حضور حامیان مجرمین در صف اول تصمیمگیریها به شدت گلایه کرد.
-
اقدام ضربتی و اعدام سودجویان در خلاء قانونی: وی به عنوان نمونه به پرونده احتکار نهادههای دامی اشاره کرد که در آن یک سودجو پنج کشتی حامل کالای اساسی را در میان دریا متوقف کرده و اعلام نموده که بار را تخلیه نمیکند مگر آنکه کالا را سه برابر قیمت به دولت بفروشد. استاد امیری با لحنی انقلابی پیشنهاد داد: دولت نباید تسلیم زیادهخواهی این مفسدان شود؛ بلکه باید بلافاصله این کشتیها را مصادره کرده، بار آنها را میان مردم و دامداران توزیع کند و مفسد اقتصادی را که در بحبوحه جنگ با معیشت مردم بازی میکند، در میدان شهر به دار مجازات بیاویزد تا درس عبرتی برای سایرین شود.
۹. هشدار نسبت به قیام فقرا و ضرورت حفظ وحدت ملی
این تحلیلگر سیاسی با یادآوری هشدار صریح خود در آبانماه گذشته، بار دیگر به مسئولان دولتی تذکر داد که با ندانمکاریهای خود بستر و زخمی اقتصادی ایجاد نکنند که دشمنان بتوانند بر روی آن سوار شوند. او با بیان اصطلاح عامیانه «تقتغاری بشکند و ماستی بریزد»، تأکید کرد که ایجاد بستر نارضایتی عمومی بر اثر گرانیها، همان بسترسازی برای فتنهانگیزی پشهها (آشوبگران و تروریستها) بر روی این زخمهای معیشتی است.
امیری با مقایسه شرایط طبقاتی جامعه گفت، کسانی که حقوقهای کلان صد تا دویست میلیون تومانی دریافت میکنند، هرگز خبر از معیشت کارمندان با حقوق بیست و پنج میلیون تومانی و نیازمندان تحت پوشش کمیته امداد با مستمری ناچیز چهار و نیم میلیون تومانی ندارند. وی هشدار داد که شصت تا هفتاد درصد جامعه امروز توان تأمین مخارج ده روز زندگی خود را هم ندارند و این در حالی است که همین قشر مستضعف پای کارهای نظام ایستاده، انقلاب را حفظ کرده و تشییع جنازههای میلیونی راه میاندازند. وی خطاب به مسئولان هشدار داد: بترسید از روزی که فقرا و مستضعفین و این قشر عظیم جامعه به پا خیزند و شما سرمایهداران و مفسدان زالوصفت را از مسندها به پایین بکشند.
وی در پایان با اشاره به تلاشهای شبانهروزی و ایثارگرانه قوای امنیتی و انتظامی (از جمله فراجا، سپاه، بسیج و وزارت اطلاعات) برای مقابله با قاچاق اسلحه و توطئههای دشمن در تکرار آشوبهای سال گذشته، بر ضرورت حفظ کامل اتحاد و وحدت ملی بر اساس فرامین صریح مقام معظم رهبری تأکید کرد. امیری یادآور شد که مردم همواره حافظ واقعی این انقلاب بودهاند و در صورت ایجاد هرگونه بحران، این لیبرالها و نفوذیهای مرفه هستند که به کشورهای غربی میگریزند و این بسیجیان و مردم کف خیابان هستند که برای حفظ میهن باقی میمانند.
این مطلب بدون برچسب می باشد.



دیدگاهتان را بنویسید